شرق هم راه نجات ما نیست؛ چرا باید راه سوم را پیدا کرد؟
امتداد؛ محمدرضا طائب – از ابتدای شکلگیری انقلاب اسلامی، شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» یکی از بنیانهای گفتمانی نظام جمهوری اسلامی ایران بوده است. این شعار، ریشه در نقد تاریخی به سلطهپذیری و وابستگی کشور در دوران پیش از انقلاب دارد. اما امروز، در شرایطی که کشورهای شرقی مانند چین و روسیه بهعنوان قطبهایی قدرتمند در حال رقابت با غرب هستند، برخی نگاهها بهسوی «شرق» برگشته است. آیا شرق، جایگزین غرب است؟ آیا شرقی شدن، همانند غربزدگی، نوعی وابستگی نیست؟
آیا شرق جایگزین مطمئنی برای غرب است؟ برخی تحلیلگران معتقدند که شرق با نگاهی متفاوت به توسعه و با سیاستهای ضدآمریکایی، میتواند متحدی برای کشورهایی چون ایران باشد. اما باید به چند نکته مهم توجه کرد:
۱. شرق هم بهدنبال منافع خود است چین، روسیه، هند و دیگر کشورهای شرقی، برخلاف تصور عام، ایدئولوژیک عمل نمیکنند. آنها سیاست خود را بر مبنای منافع ملی تنظیم میکنند، نه ارزشهای انقلابی یا اسلامی.
۲. سابقه تاریخی بیاعتمادی تجربه تاریخی روابط با شوروی سابق یا مواضع دوگانه روسیه در پروندههای بینالمللی ایران، نشان میدهد که حتی شرق هم در بزنگاهها ترجیح میدهد در چارچوب منافع خود بازی کند.
۳. توسعه، تقلید نیست توسعه از مسیر شرقی نیز بدون در نظر گرفتن بومشناسی فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ایران، به بیهویتی میانجامد. همانگونه که غربزدگی فرهنگ ما را تهدید کرد، شرقیزدگی نیز میتواند چنین کند.
ضرورت راه سوم راه سوم نه شعار است، نه رؤیا. بلکه راهی واقعبینانه و مبتنی بر شناخت ظرفیتهای درونی و استفاده هوشمندانه از فرصتهای بینالمللی است. مهمترین مؤلفههای راه سوم عبارتاند از:
۱. تکیه بر توان ملی هر کشوری که به توسعه پایدار دست یافته، ابتدا بر نیروی انسانی، منابع داخلی و ظرفیت فکری خود تکیه کرده است.
۲. دیپلماسی متوازن و مستقل بهجای گرایش به یک بلوک قدرت، کشور باید روابط خود را بر مبنای منافع ملی با همه کشورها تنظیم کند، بدون آنکه وابسته شود.
۳. خودباوری فرهنگی و تمدنی در راه سوم، فرهنگ ایرانی اسلامی محور حرکت است، نه فرهنگ وارداتی شرق یا غرب. تقویت زبان فارسی، حکمت اسلامی، سبک زندگی ایرانی، و تولید محتوای بومی، جزو ارکان این راه هستند.
۴. عدالتمحوری و شفافیت در حکمرانی راه سوم باید با اصلاح ساختارهای معیوب، مبارزه با فساد، مشارکت واقعی مردم و پاسخگویی حکمرانان همراه باشد.
۵. استفاده فرصتمحور از تعاملات جهانی در جهانی درهمتنیده، منزوی ماندن به معنای عقبماندن است. اما این تعامل باید هوشمند، هدفمند و بر اساس سود متقابل باشد.
چالشها و موانع راه سوم ۱. جذب شدن نخبگان به گفتمانهای دوگانه شرق یا غرب بسیاری از نخبگان فکری، سیاسی و فرهنگی ما یا درگیر غربگراییاند یا بهتازگی شرقگرایی را راه نجات میدانند. این قطبیسازی، مانع نگاه مستقل و بومی است.
۲. عدم تقویت الگوهای داخلی موفق بسیاری از الگوهای موفق اقتصادی، علمی و مدیریتی داخلی یا نادیده گرفته شدهاند یا به حاشیه رانده شدهاند.
۳. ساختار بروکراتیک ناکارآمد تا زمانی که نظام تصمیمگیری در کشور کند، متمرکز و غیرپاسخگو باشد، راه سوم بهسختی به جریان اجتماعی تبدیل میشود.
رسانهها و روشنفکران؛ پیشران راه سوم نقش رسانهها در تبیین این نگاه مستقل بسیار مهم است. رسانهها باید:
- به تبیین مفهوم راه سوم بپردازند.
- مزایا و آسیبهای وابستگی به هر دو قطب شرق و غرب را نشان دهند.
- تجربههای موفق کشورهای مستقل (مانند مالزی، ترکیه، برزیل، کره جنوبی) را بازتاب دهند.
- گفتگو و تضارب آرا میان اندیشمندان ایرانی را تقویت کنند.
نمونههایی از راه سوم در تاریخ ایران
- جنبش مشروطه: تأکید بر قانون، استقلال، و توسعه بدون وابستگی.
- نهضت ملی شدن نفت: مقاومت در برابر استعمار غربی با تکیه بر خواست مردم.
- انقلاب اسلامی ۱۳۵۷: نفی سلطه شرق و غرب و خلق نظامی مستقل با تکیه بر مردم و آموزههای دینی.
نتیجهگیری شرق، مانند غرب، ساختارهایی قدرتمحور و منافعمحور دارد. آنچه کشور ما نیاز دارد، وابستگی جدید نیست، بلکه بازسازی درونی، خودباوری فرهنگی، اصلاح حکمرانی و روابط خارجی متوازن است. راه سوم یعنی یافتن مسیر خاص ایرانی بر پایه منافع ملی، حکمت اسلامی و اراده مردم. این مسیر نه ساده است و نه سریع، اما تنها راهی است که استقلال واقعی و توسعه پایدار را تضمین میکند.
پایگاه خبری امتداد میتواند با تبیین منظم این رویکرد، گفتمان راه سوم را در فضای عمومی تقویت کند و به تقویت هویت مستقل ایرانی اسلامی یاری رساند.